3273
-
تاریخ: 1405/6/18 ساعت: 18:45
خدا همان گنجشكیست كه صبح ها برايت ميخواندو نوری که بر تو میتابد و هوایی که نفس میکشی و هرقدمی که برمیداریو خدا در جملهی " عجب شانسی آوردم " است... .»»یعنی میاد یه روزی که شبا خوببخوابم که هی از جا نپرم...هی پسرک دست نکنه تو موهامو بچرخونهوگره نخوره و از درد نپرم..که هی تا چشمام میاد گرم بشه نگه ...
3274
-
تاریخ: 1405/6/18 ساعت: 18:45
روزا همینطور میگذرههمینجور احساس یأسی که باهامه بی حوصلگی که باهامهمادرر ناکافی بودنی که باهامه و خشم و فریاد وناشکری که سر این دوطفل معصوم آوار میشهگاهی میگم خیلی شیطنت می کنن و حقشونه و مگه من رباتم و گاهی میگم حق ندارمدگاهی تا این حد باهاشون تند برخورد کنم و باید مدیریت بهتری داشته باشم..و نارا...
3277
-
تاریخ: 1405/6/18 ساعت: 18:45
• رفتم آرشیو شهریور ۱۴۰۲ روخوندم...چقد غم...چهروزای سختی... •• دلممیخواد یه تفنگ ساچمه ای بی خطررر داشته بودم هرکی سرفه کرد و جلو دهنشو نگرفت شلیک کنم بهش! •••حقیقتا وقتی ماشین در خونه گذاشته و در ظاهر بی تفاوت از خونه بیرون میام و سوار اسنپ می شم می خوام خودموتکه تکه کنم !!! •••• خانه تکانی ا...
3278
-
تاریخ: 1405/6/18 ساعت: 18:45
شماره ۴ خونه ی ما یا همون فسقلیِ شماره ی ۲از صبح زود بیدارباش زد... دیشب دیر خوابید و خوشحال بودم که در روز جاری صبح حداقل تا ساعت ۱۰ می خوابه و میتونم اساسی کتاب بخونم قرآن بخونم و به کارای آشپزخونه برسم!ولی همه ی اینا یه پیشنهاد بود برای مغزم...چون بیدار شد و...سناریوهای مغزم تبدیل شد به دو ماشین ...
1077
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 14:04
رفتن های یهویی دیدمو نسبت به زندگی خیلی تغییر دادهسعی میکنم کمتر سخت بگیرم..بیشتر مهربون باشم..شهریورِ پارسال که آقاجون(پدرِ همسرم)همین مدت اخیر که دوتا اقوام در فاصله دو روز..سن بالایی نداشتن..بزرگترین بچشون ۳۲ ساله و ۳۴_۳۵ ساله بودنهمین جمعه ی دو هفته پیش رفتم دیدنشون و موقع خداحافظی دستشو گرفتم گ...
1078
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 14:04
اینجا منماز پس یک دنیای رنگی ک گاهی...فقط گاهی سیاه و سفید میبینمشگاهی هرچه هست رنگ می بازد برایمخود نقاش زندگی ام خواهم شد بلاخره روزی..جایی.....و در مهرِ سنه ی 1393 شدم نقاش زندگی دو نفره مان.......از تیرِ1386 بلاگفا دفترخاطراتِ مجازی من شد .کانال ها در ایتا:mipazam@manozndegi@Adblock test (Why?)
1079
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 14:04
یکی دو روز تنهایی کامل میخوامدراز بکشمگوشیم و یه کتاب کنارم باشهیه خوراکی که ضعف نکنم..ولی خب نمیشه...نمیشه :(قبل از همه ی این ها مادرِ دو طفل هستم !! Adblock test (Why?)
روز جهانی پیژامه مبارک !!!
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 11:29
دیشب مربیشون پیام داد :با سلامخانواده های عزیز فردا سه شنبه روز جهانی پیژامه است به همین مناسب فردا نوآموزان میتوانند با لباس راحتی یا پیژامه(تیشرت و لباس آستین دار و شلوار راحتی بلند) در مرکز حاضر شوند.سپاس از همراهی شمانمُردم و روز پیژامه هم به چشم دیدم !!شما چی دیده بودین؟برچسبها: پسراولی ❤️ Adbl...
1043
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 11:29
در وصفِ امروز همین کهپسرکوچیکه در فر را باز کرد و توی در وایساد و قابلمه قرمه سبزی رو اجاق رو کج کرد و نصف بیشتر خورشی که ناهارمون باشه رو تو اجاق خالی کرد..تلفن بیسیم رو برداشت و کوبوند تو بینی داداششو بماند کارای دیگه...پسر بزرگه با بابا رفت خونشون دوساعتی و برگردهبابا اصرار داشت هوا دلگیره منم هم...
1044
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 11:29
چقد میخوام براتون کامنت بذارم و کامنتا رو جواب بدم و چقددددد دلممیخواست بلاگفا آپشنی داشت که می شد براتون ویس بفرستم بجای تایپ کردن!همین قدر خسته ! Adblock test (Why?)
997
-
تاریخ: 1402/12/7 ساعت: 1:57
اینجا منماز پس یک دنیای رنگی ک گاهی...فقط گاهی سیاه و سفید میبینمشگاهی هرچه هست رنگ می بازد برایمخود نقاش زندگی ام خواهم شد بلاخره روزی..جایی.....و در مهرِ سنه ی 1393 شدم نقاش زندگی دو نفره مان.......از تیرِ1386 بلاگفا دفترخاطراتِ مجازی من شد .Adblock test (Why?)
998
-
تاریخ: 1402/12/7 ساعت: 1:57
میگفتیکی از دانش آموزاش گفته عید با مامانم میریم عُمان کریستین رونالدو رو از نزدیک ببینم..هفته پیش هم یکی دیگه از دانش آموزاش بعد دو هفته غیبت از آمریکا اومده..چرا؟ چون باید دوهفته میرفتن به خونشون سر میزدن و... تا برا اقامتشون مشکلی پیش نیاد ! همین:))برچسبها: متفرقه Adblock test (Why?)
نصفِ جهان در هشت ساعت !
-
تاریخ: 1402/11/8 ساعت: 17:03
دیروزدر یه اقدام یهویی مامان و بابا رو برداشتیم و رفتیم اصفهانفقط 8ساعت اونجا بودیمولی تو همین 8ساعت تندتند کلی گشتیم..خوش گذشت..همین که همسر روزِ پدر و اولین روزِ پدری که باباش نیست..از شهر دور باشه..همین که مامان و بابا خصوصا بابا بعد از مدت خیلی طولانی از شهر خودمون و حال و هواش بیرون اومد...و حا...
965
-
تاریخ: 1402/11/8 ساعت: 17:03
اینجا منماز پس یک دنیای رنگی ک گاهی...فقط گاهی سیاه و سفید میبینمشگاهی هرچه هست رنگ می بازد برایمخود نقاش زندگی ام خواهم شد بلاخره روزی..جایی.....و در مهرِ سنه ی 1393 شدم نقاش زندگی دو نفره مان..Adblock test (Why?)
966
-
تاریخ: 1402/11/8 ساعت: 17:03
دیروز موقع بارون گوشه ی حیاط همون سمتی که ناودان هست نم داده و گوشه سقف پارکینگ هم...باباش داشت برام تعریف میکرد..پسراولی با یه چهره گرفته و چشمایی ک داشت برقی می شد از اشک..آروم اومد پیشم و گفتمامان نکنه من کوچولو بودم چیزی پرت کردم به سقف پارکینگ و حالا خراب شده؟گفتم چی باز همینو تکرار کرد...من و ...
940
-
تاریخ: 1402/10/6 ساعت: 16:28
3هفته ای میشه خیلی رفتارش تغییر کردهدیروز به حدی رسوند منو که وقتی خانواده همسر بودن به بهونه اینکه داداشش رو ببرم رو حیاط آروم بشه.. نشستم کنار باغچه و بغض قورت می دادم...و گفتم خدایا میدونی از خستگیهتو به ناشکری نگیرولی اگه تصویر این روزای بچه داری رو می دیدم هرگز نمی خواستم مادر بشم!
941
-
تاریخ: 1402/10/6 ساعت: 16:28
اینجا منماز پس یک دنیای رنگی ک گاهی...فقط گاهی سیاه و سفید میبینمشگاهی هرچه هست رنگ می بازد برایمخود نقاش زندگی ام خواهم شد بلاخره روزی..جایی.....و در مهرِ سنه ی 1393 شدم نقاش زندگی دو نفره مان..Adblock test (Why?)
942
-
تاریخ: 1402/10/6 ساعت: 16:28
هال رو اساسی جارو زدم..زیر قالیا.. ریشه هاش.. مبل..گردگیری اساسیبعد دوتا عکس از دوتا زاویه مختلف گرفتم و برای همسر فرستادم به همراه این متن
929
-
تاریخ: 1402/9/25 ساعت: 20:26
اینجا منماز پس یک دنیای رنگی ک گاهی...فقط گاهی سیاه و سفید میبینمشگاهی هرچه هست رنگ می بازد برایمخود نقاش زندگی ام خواهم شد بلاخره روزی..جایی.....و در مهرِ سنه ی 1393 شدم نقاش زندگی دو نفره مان..Adblock test (Why?)
930
-
تاریخ: 1402/9/25 ساعت: 20:26
اینجا منماز پس یک دنیای رنگی ک گاهی...فقط گاهی سیاه و سفید میبینمشگاهی هرچه هست رنگ می بازد برایمخود نقاش زندگی ام خواهم شد بلاخره روزی..جایی.....و در مهرِ سنه ی 1393 شدم نقاش زندگی دو نفره مان..Adblock test (Why?)