خرید بک لینک

درباره سایت

ششم اسفند97

امکانات وب

دیروز موقع بارون گوشه ی حیاط همون سمتی که ناودان هست نم داده و گوشه سقف پارکینگ هم...

باباش داشت برام تعریف میکرد..

پسراولی با یه چهره گرفته و چشمایی ک داشت برقی می شد از اشک..آروم اومد پیشم و گفت

مامان نکنه من کوچولو بودم چیزی پرت کردم به سقف پارکینگ و حالا خراب شده؟

گفتم چی

باز همینو تکرار کرد...

من و باباش باش حرف زدیم که نه و اصلا اینجور نیست و....

و چقدررررر ناراحت شدم از خودمون...

که کجا..چطور باهاش رفتار کردیم که خودشو مقصر خرابی خونه می دونه...

;((


برچسبها: پسراولی ❤

برچسب: نویسنده: دانیال شریفی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 17:03

صفحه بندی