روزا همینطور میگذره
همینجور احساس یأسی که باهامه
بی حوصلگی که باهامه
مادرر ناکافی بودنی که باهامه و خشم و فریاد وناشکری که سر این دوطفل معصوم آوار میشه
گاهی میگم خیلی شیطنت می کنن و حقشونه و مگه من رباتم و گاهی میگم حق ندارمدگاهی تا این حد باهاشون تند برخورد کنم و باید مدیریت بهتری داشته باشم..
و ناراحتی...استرس...دلشوره و بغضی که گاهی با دیدن یه عکس...یهنوشته میشکنه...از ۱۸دی...از وقتی نت ها وصل شد...
کاش می شد بویِ بهبود ز اوضاع جهان شنید...افسوس...
برچسب:
نویسنده: دانیال شریفی